تبليغاتX
تنهامن و احساسم -

تنهامن و احساسم

 

دوباره از نفس پر شده ام

باز هم می خندم نه به سر سبزی این دشت به غروری که تورا بخشید به من...

بازهم خرسندم نه به برگشت  سپید این فصل به نو

من به کوتاهی یک هوس تازه و بی بنیاد

در پس هر جه ظلمت و تاریکی است، خرسندم که فروغ دو چشمت را ارمغان دل تارم بود

شکستم...آمدی ...و اکنون بهار...

می دانی که چه دلگیرم از این سبز فصل جهان...

که من از نوشدن دل خود غافل و هر برگ به جایی متولد...

  نمی دانم!

تو می دانی؟!

دلم از نا مردمی خسته...

دیده را بر هم می نهم و تو از شکست یک بنای رویایی به سوی ناکجا آباد دلم می تازی...

تو می دانی ؟

معنی ویرانی یک احساس یزرگ

تومی فهمی سقوط برج رویایی یک دل؟

تو که آبادی این ویرانی

تو که ثبسم غرور یک پیروزی ماندگاری

بگو مالک کدامین سرزمین دلم شدی که هر چه می کوشم راهی برای خروج تو نیست

چگونه بر خیال نا آرام من سایه شدی که هیچ آفتابی تو را پس نزد...

بگو من به گفتنی های تو محتاجم

بگو با غرور من چه کردی که مُرد وسیاه هم بر تنم نکرد...

باور ندارم...

بهار میاید و تو هنوز بهاری ترین فصل دلم هستی...

بهار دیگری هم با من باش...

تا بهار دلنشین آمده سوی چمن                ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن

 

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 29 اسفند1385 20:41 توسط ele |

X

من فقط می خوام فرار کنم. من تنها با تو
من و تو ...


Home
.Bahar 20.
Email

Archives

آبان 1388

خرداد 1388

آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
مرداد 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385


Categories

من و تو
بدون تو اما...

Authors

ele
الهام


Links

خدمات وبلاگ نويسان
راه نو(محمد رضا)
mohamad reza ) my love )
پسرگل من (مبین)
غارتگر
آرام
مهیار
زنجیر عشق
صدای دل عاشق
من دیوونتم
متین عاشق
فریاد 2
سعیده جونم
وفا جون
فرشته مرگ
شاه کلید گنج شفا
s0gand joon
قالب های جدید وبلاگ


LinkDump

كد جديد جاوا
تازه ها
آرشیو پیوندهای روزانه



::..:..::




آمار سايت


تعداد بازديدها:



انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس